خرید بک لینک
سراپا اگر زرد و پژمرده ایمولی دل به پاییز نسپرده ایمچو گلدان خالی، لب پنجرهپُر از خاطرات ترک خورده ایماگر داغ دل بود، ما دیده ایماگر خون دل بود، ما خورده ایماگر دل دلیل است، آورده ایماگر داغ شرط است، ما برده ایماگر دشنه ی دشمنان، گردنیم!اگر خنجر دوستان، گرده ایم!گواهی بخواهید، اینک گواه:همین زخم هایی که نشمرده ایم!دلی سربلند و سری سر به زیراز این دست عمری به سر برده ایمقیصر امین پور

برچسب: نویسنده: محمد نوروزی تاريخ: پنجشنبه 28 مهر 1401 ساعت: 19:23

ببین سرسبز و خوشرنگ و برومندمببین پربرگ و پرشاخ و تنومندماگرچه زخمی از کین تبردارانولیکن ریشه در خاکمچنینم منشکوهمندم.گیرم که در باورتان به خاک نشستهامو ساقههای جوانماز ضربههای تبرهاتانزخمدار است؛با ریشه چه میکنید؟گیرم که بر سر این بامبنشسته در کمین پرندهایپرواز را علامت ممنوع میزنید؛با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟گیرم که باد هرزهی شبگردبا های و هوی نعرهی مستانهدر گذر باشد؛با صبح روشن پر ترانه چه میکنید؟گیرم که میزنیدگیرم که میبْریدگیرم که می کُشید؛با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟

برچسب: نویسنده: محمد نوروزی تاريخ: پنجشنبه 28 مهر 1401 ساعت: 19:23

صفحه بندی